NikanNikan، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامان

نه ماهگی نیکان

1394/12/5 13:01
نویسنده : مامانی
126 بازدید
اشتراک گذاری

اول ازهمه ببخش مامانی برااینکه دیر به دیر میایم برات مینویسم

شکرخداپسرم نه ماهشم پشت سرگذاشت  البته نمیشه گفت بدون مریضی این ماه مامانی پسری بدجورانفولانزاگرفتن تاکاملا خوب بشیم یه دوهفته ای طول گشید شکرخداگذشت بلاخره توفصل سرما احتمالش زیاد دیگه چه میشه کرد براهمین پسریم یکم لاغرشد ولی قول داده زودزودجبران کنه

خوب مامانی همینکه وارد نه ماه شدی شروع کردی به سینه خیزرفتن عین این سربازای بیچاره هی به زوری خودتومیکشونی جلوالبته بعد یکی دوروز خیلی رونتر شدی راحترمیری وبلاخره به ارزوت رسیدی به شیلنگ بخاری دسترسی پیدا کردی تاولت میکنم سریع رفتی سمتش نمیدونم کاربه این خطرناکی چرااینقدربرات لذت بخش این روزا صداهای مختلفی ازخودت درمیاری البته ناگفته نماند که ازچهارماهگی که مامان باهات میحرفید شماهم اه به با تن های مختلف تحویلش میدادی ازاونا وقت تاحالاکلا اه به ده  نه ازاین الفاظ تادلت بخوادمیکی الانادیگه هم تنش بیشترشده  هم تعددش یه وقتا اینقدر سروصدامیکنی که احساس میکنم یه رادیو کنارم روشن

احسان وپارسا {خاله پسرجونات }اینسرکه داشتن میومدن پیشت برات  مرغ عشق اوردن که اقابدجوردیونش شدی  نمیدونی بادیدنشون په ذوقی میکنی چه جنب جوشی داری  البته من احساس میکنم که بادیدن پرندها چهاردست پا رفتن خیلی سریعترشد یه وقتای که بابا م غ عشقاازقفس میاره بیرون هی دنبالشونی  حتی تا سخترین جاها  هم ولشون نمیکنی پشت مبل زیرمبل  نداره اینقدر پی شون هستی تابه چنگشون بیاری  اخه یکش پروازکردن بلدنیست شماهم بااینکه هی دستت نوک نوک میکنن وچنگ میزنن ول بکنش نیستی  تابه زوری ازدستت بگیریم یه دل سیرگریه کنی حیونگیا گناه دارن تازشم بادیدن قفسشونم هی دادمیزنی منظورت اینه قفسشوبیارم پایین تا باهاشون مشغولشی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسمل مامان می باشد